عبد المحمد آيتى

221

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

امير المؤمنين و نام پادشاه سلطان محمود غازان در دو سطر و در طرف ديگر بعد از ذكر لا إله الا اللّه و محمد رسول اللّه نام سلطان مصر نقش كنند و چون نظر پادشاه تقويت دين است بدين مقدار اختصار فرمايد . آنگاه صندوقى قفل كرده و مهر نهاده را كه آورده بودند [ 398 ] تقديم داشتند . پادشاه پرسيد در آن چيست ؟ گفتند ندانيم چون سر آن گشودند ، انواع سلاح بود . سلطان محمود غازان سخت برآشفت اما خشم خود فرو خورد . در اثناى اين احوال سه رسول با سيصد و بيست و پنج تن همراهان از نزد تقتاى « 1 » شاهزاده از راه دربند برسيدند و صورت حال چنان بود كه در سال مذكور ميان او و نقاى « 2 » در حدود سقسين و بلغار محاربتى سهمناك رخ داده بود و در اين نبرد تقتاى پيروز شده و نقاى بقتل رسيده لشكرش پراكنده شده بود . چون تقتاى بر تخت خانيت استقرار جست هوس گرفتن ارّان و آذربايجان نمود و اين رسولان را نزد ايلخان فرستاده بود و به رسولان خود سفارش كرده بود كه چون نزد غازان رسند بىمدارا سخن گويند كه ارّان و آذربايجان برحسب تقسيم چنگيز خان به باتو تعلق دارد و غازان سالهاست كه عايدات آن را به زور متصرف مىشود . غازان خان بايد حق را به جاى خود بازگرداند و ولايت تسليم كند و الا به قوت خداى تعالى از حدود قرم و قراقرم تا ظاهر در بند بيش از صد هزار لشكريان ما آمادهء پيكارند و مسلم است كه اگر چنين سپاهى آهنگ هجوم كند كس در برابر آن ياراى مقاومت نخواهد داشت . و براى بيان كثرت سپاه خود كيسه‌اى ارزن روان داشته بود يعنى عدد سپاهيان ما چون ارزن بىحساب باشند . تمتاء پسر تقتاى شاهزاده‌اى عاقبت‌انديش بود . عيسى گوركان را همراه رسولان كرد و توصيه فرمود تا بازان شكارى و ديگر طرايف با خود ببرند و در حضرت غازان خان به نرمى سخن گويند . چون رسولان رسيدند و رسالت عرضه داشتند [ 399 ] ايلخان از كثرت همراهان در خشم شد و فرمود اگر رسولان براى تسخير مملكت موروث مىآمدند عددشان از اين بيش مىبايست و اگر تنها براى رساندن رسالت آمده‌اند رسول را پنج تن همراه بس باشد . پس چرا بايد از حدود دربند تا حله مخارج اين همه اشخاص بر افراد

--> ( 1 ) - تقتا ابن منگو تيمور بن توتوقان بن باتو بن جوجى بن چنگيز خان ( 2 ) - نقاى برادرزاده بركه پسر جوجى بن چنگيز .